گزیده‌ای از فیه ما فیه


نه

ﺳﺆال کرد که: از نماز نزدیکتر به حق راهی هست؟ فرمود: هم نماز.
اما نماز این صورت تنها نیست، این قالب نماز است، زیرا که این نماز را اولی است و آخری است؛ و هر چیز را که اولی و آخری باشد آن قالب باشد، زیرا تکبیر اول نماز است و سلام آخر نماز است.
و همچنین شهادت آن نیست که بر زبان می گویند تنها، زیرا که آن را نیز اولی است و آخری. و هر چیز که در حرف و صوت درآید و او را اول و آخر باشد آن صورت و قالب باشد؛ جان آن بیچون باشد و بینهایت باشد و او را اول و آخر نبود.
آخر، این نماز را انبیا پیدا کرده اند. اکنون این نبی، که نماز را پیدا کرده است، چنین می گوید که: لی مع الله وقت لا یسعنی فیه نبی مرسل و لا ملک مقرب. پس دانستیم که جان نماز این صورت تنها نیست، بلکه استغراقی است و بیهوشی است که این همه صورتها برون می ماند و آنجا نمی گنجد؛ جبرئیل نیز، که معنی محض است، هم نمی گنجد. (ص 11)