گزیده‌ای از فیه ما فیه


هشت

آدمی اسطرلاب حق است، اما منجمی باید که اسطرلاب را بداند. تره فروش یا بقال اگرچه اسطرلاب دارد، اما از آن چه فایده گیرد و به آن اسطرلاب چه داند احوال افلاک را و دوران و برجها و تأثیرات و انقلاب را الی غیر ذلک؟ پس اسطرلاب در حق منجم سودمند است که: من عرف نفسه فقد عرف ربه. همچنانکه این اسطرلاب مسین آینه افلاک است، وجود آدمی _ که و لقد کرمنا بنی آدم..._ اسطرلاب حق است: چون او را حق تعالی به خود عالم و دانا و آشنا کرده باشد، از اسطرلاب وجود خود تجلی حق را و جمال بیچون را دم بدم و لمحه بلمحه می بیند، و هرگز آن جمال ازین آینه خالی نباشد. حق را عزوجل بندگانند که ایشان خود را به حکمت و معرفت و کرامت می پوشانند. اگرچه خلق را آن نظر نیست که ایشان را بِنند، اما از غایت غیرت خود را می پوشانند_ چنانکه متنبی می گوید: